تحلیل به روش فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال (بنیادی) چیست؟ ۳ مؤلفه اصلی آن

تحلیل فاندامنتال یا بعبارتی تحلیل بنیادی  (Fundamental analysis) یکی از روش های تحلیل وضعیت بازار و تصمیم گیری برای خرید و یا فروش در بازارهای مالی از بازارهای سنتی گرفته تا بازارهای نوپا مانند ارزهای دیجیتال می باشد. 

در این روش ارزش ذاتی یک اوراق بهادار با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن اندازه گیری می شود. در واقع تحلیلگران بنیادی هر آنچه را که می تواند بر ارزش یک سهام تأثیر بگذارد را مورد مطالعه قرار می دهند. از عوامل اقتصادی کلان مانند وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت گرفته تا عوامل اقتصادی خرد مانند تأثیر مدیریت شرکت در تحلیل بنیادی در نظر گرفته می شود. هدف نهایی در این روش تحلیل، رسیدن به عددی است که یک سرمایه گذار بتواند آن را با قیمت فعلی اوراق بهادار مقایسه کند تا ببیند ارزش اوراق بهادار کمتر یا بیش از مقدار منصفانه آن ارزش گذاری شده است.

روش تحلیل بنیادی در نقطه مقابل تحلیل تکنیکال، که قیمت ها را از طریق آنالیز داده های بازار مانند قیمت و حجم در گذشته پیش بینی می کند، قرار دارد. تحلیل فاندامنتال روشی برای تعیین ارزش واقعی یا “بازار عادلانه” سهام است. تحلیل گران بنیادی به دنبال سهم هایی هستند، که هم اکنون با قیمت هایی بالاتر یا کمتر از ارزش واقعی خود معامله می شوند.اگر ارزش منصفانه بازار از قیمت بازار بالاتر باشد، ارزش سهام کم ارزیابی شده و توصیه خرید ارائه می شود. معمولاً تحلیلگران بنیادی اصول حمایت از مطالعه روند تاریخی قیمت سهام را نادیده می گیرند.

مفهوم تحلیل فاندامنتال یا بنیادی

هدف از تحلیل یک سهام در بازار این است که آیا سهام مورد نظر به درستی ارزیابی و قیمت گذاری شده است! در واقع تحلیلگران بازار سرمایه می خواهند با استفاده از روش های مختلف یک ارزش واقعی و قیمت درست برای یک سهم تعیین کنند. تحلیل بنیادی معمولاً از منظر کلان تا خرد در راستای شناسایی اوراق بهاداری انجام می شود که قیمت مشخص و درستی از آنها در بازار وجود ندارد. تحلیلگران به طور معمول وضعیت کلی اقتصادی و سپس قدرت صنعت مورد نظر را، قبل از تمرکز بر عملکرد فردی شرکت ها بررسی می کنند تا به ارزش عادلانه بازار سهام برسند.

در تحلیل بنیادی، داده های عمومی برای ارزیابی ارزش  ذاتی سهام یا هر نوع دیگر از سهام در بازار به کار گرفته می شود. یک سرمایه گذار می تواند با بررسی عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد ، یک تحلیل FA در راستای تعیین ارزش اوراق قرضه (اوراق بهاردا) انجام دهد. به عنوان مثال  اطلاعات مربوط به صادر کننده اوراق قرضه و همچنین تغییرات احتمالی در رتبه بندی اعتبار آن را بررسی کند.

تحلیل فاندامنتال

تحلیل گران برای  تحلیل بنیادی از بازده و سود سهام، درآمد ، رشد آینده ، بازده حقوق صاحبان سهام ، حاشیه سود و سایر داده ها برای تعیین ارزش اساسی و پتانسیل رشد شرکت در آینده استفاده می کند. همه این داده ها در صورت های مالی یک شرکت قابل دسترس است.

تحلیل بنیادی اغلب برای سهام استفاده می شود ، اما برای ارزیابی هر گونه امنیت ، از اوراق قرضه به یک مشتق مفید است. اگر اصول اساسی، از اقتصاد گسترده تر گرفته تا جزئیات شرکت را در نظر بگیرید ، در حال انجام تحلیل های اساسی هستید.

منظور از ارزش ذاتی یک سهم چیست؟ 

یکی از مفروضات اصلی تحلیل فاندامنتال این است که قیمت های فعلی سهام اغلب ارزش شرکتی را که از طریق اطلاعات عمومی حاصل شده است را منعکس نمی کند. فرض دوم این است که ارزش منعکس شده از داده های اصلی شرکت احتمالاً به ارزش واقعی سهام نزدیکتر است.

تحلیلگران غالباً از این ارزش واقعی فرضی به عنوان ارزش ذاتی یاد می کنند. با این حال ، باید توجه داشت که استفاده از اصطلاح “ذاتی” در ارزیابی سهام نسبت به کاربرد آن در سایر زمینه ها مانند معاملات اختیارات معنای متفاوتی دارد. در زمینه قیمت گذاری ارزش ذاتی یک سهام از محاسبات استاندارد استفاده می شود. با این حال ، تحلیلگران از مدلهای پیچیده بسیاری برای تعیین ارزش واقعی سهام استفاده می کنند. برای تعیین ارزش ذاتی یک سهم هیچ فرمول پذیرفته شده جهانی وجود ندارد.

سرمایه گذاری و تحلیل فاندامنتال

یک تحلیلگر سعی در ایجاد مدلی برای تخمین قیمت و  تعیین ارزش سهام یک شرکت بر اساس داده های عمومی و موجود را دارد. توجه کنید میزان ارزش تعیین شده صرفا یک تخمین و برآورده از نظر تحلیل گران می باشد. از نظر یک تحلیلگر بنیادی میزان قیمت سهام شرکت در مقایسه با قیمت فعلی بازار معاملاتی باید ارزش بالایی داشته باشد. در تحلیل فاندامنتال،برخی از تحلیلگران ممکن است قیمت برآوردی خود را به عنوان ارزش ذاتی یک شرکت مطرح کنند.

اگر یک تحلیلگر محاسبه کند که ارزش یک سهام به میزان قابل توجهی بالاتر از قیمت فعلی آن در بازار معاملات باشد، می توان آن را به عنوان یک سیگنال خرید برای سرمایه گذاران سهام در نظر گرفت. بالعکس اگر یک تحلیلگر ارزش ذاتی یک سهام را نسبت به قیمت فعلی آن در بازار معاملاتی کمتر محاسبه کند ،  گفته می شود سهام بیش از ارزش واقعی آن ارزیابی شده و یک سیگنال یا پیشنهاد فروش برای سهام مربوطه صادر می شود.

سرمایه گذارانی که از این توصیه ها پیروی می کنند انتظار دارند که بتوانند بنا به این توصیه ها سهام ارزشمند و مطلوبی را خریداری کنند، زیرا چنین سهام هایی با گذشت زمان احتمال رشد بیشتری و افزایش قیمت دارند. به همین ترتیب انتظار می رود سهام با رتبه بندی نامطلوب احتمال سقوط و کاهش قیمت بیشتری داشته باشد. این سهام کاندیداهایی هستند که باید از پرتفوی موجود حذف شوند یا به عنوان موقعیت “کوتاه” در نظر گرفته شوند. تحلیل فاندامنتال سهام بر خلاف تحلیل تکنیکال است، که جهت قیمت ها را از طریق تجزیه و تحلیل داده های بازار تاریخی مانند قیمت و حجم پیش بینی می کند.

آنالیز فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال کمی و کیفی : ۲ عامل اساسی

مشکلی که در تعریف کلمه فاندامنتال یا همان بنیاد وجود دارد این است که این کلمه می تواند هر چیزی را که مربوط به رشد و توسعه اقتصادی یک شرکت است را دربر می گیرد. این داده ها، اعدادی مانند درآمد و سود، در برخی موارد سهم بازار یک شرکت تا کیفیت مدیریت آن را نیز شامل می شوند،

عوامل اساسی در تحلیل بنیادی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: کمی و کیفی. معنای مالی این اصطلاحات با تعاریف استاندارد آنها تفاوت چندانی ندارد. فرهنگ لغت اصطلاحات مربوط به این تحلیل به شرح زیر تعریف می کند: 

تحلیل فاندامنتال کمی(Quantitative Fundamental Analysis)

 داده‌های یک کسب و کار که می توان آن ها را  به صورت اعداد و مقادیر نشان داد و قابل اندازه گیری می باشند. صورت‌های مالی درآمد، سود، دارایی و غیره در تحلیل بنیادی، بزرگترین منبع داده‌های کمّی هستند که با دقت بسیار زیاد اندازه‌ گیری می شوند. به طور کلی در تحلیل فاندامنتال، مبانی کمی، اعداد می باشند و قابل اندازه گیری هستند. 

صورتهای مالی: مبانی کمی در تحلیل فاندامنتال

صورتهای مالی واسطه ای است که توسط آن شرکت اطلاعات مربوط به عملکرد مالی خود را افشا می کند. تحلیلگران بنیادی اطلاعات کمی که در صورتهای مالی جمع آوری شده را برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری به کار می گیرند. 

 سه صورت مهم مالی عبارتند از:

  • ترازنامه
  • صورت سود و زیان
  • صورت گردش وجوه نقد

تحلیل فاندامنتال کیفی (Qualitative Fundamental Analysis)

 اصول کیفی که اغلب ملموس تر هستند، مربوط به ماهیت یا استاندارد چیزی می باشد، نه مقدار آن. مواردی از قبیل کیفیت مدیران کلیدی یک شرکت، برند شناخته شده، ثبت اختراعات و یا فناوری انحصاری شرکت مربوطه باشد.

در حالت کلی تجزیه و تحلیل کیفی و یا کمی، به تنهایی کافی نیست و هیچ کدام نسبت به یکدیگر برتری ندارند. بسیاری از تحلیلگران این دو اصل را با هم بررسی می کنند و از هر دو روش در تحلیل خود استفاده می کنند.

اصول مبانی کیفی در تحلیل فاندامنتال

  • چهار اصل اساسی کیفی وجود دارد که تحلیلگران همیشه در مورد یک شرکت در نظر می گیرند. این ۴ اصل کیفی عبارتند از:
  • مدل تجاری
  • مزیت رقابتی
  • مدیریت
  • حاکمیت شرکتی

سه مؤلفه اصلی تحلیل فاندامنتال

مؤلفه‌های تحلیل فاندامنتال کدامند؟

تحلیل بنیادی سه مؤلفه اصلی دارد:

  • تحلیل اقتصادی
  • تحلیل صنعت
  • تحلیل شرکت

تحلیل اقتصاد کشور

موارد زیر سوالاتی است که یک تحلیلگر بنیادی در تحلیل فاندامنتال ممکن است هنگام تعیین تأثیر شرایط اقتصادی بر بازار سهام با آن روبرو شود:

آیا تمامی شرایط برای بازار سهام مناسب است؟ تورم چقدر موثر است؟ نرخ بهره به در حال افزایش است یا کاهش ؟ آیا مصرف کنندگان کالاهای مربوطه را مصرف می کنند؟ آیا تراز تجاری مطلوب است؟ آیا عرضه پول در حال گسترش است یا منقبض می شود؟

تجزیه و تحلیل صنعت

لطفا توجه داشته باشید که وضعیت صنعتی یک شرکت مطمئناً تأثیر زیادی و قابل توجهی در نحوه عملکرد شرکت خواهد داشت. اگر وضعیت صنعت یک شرکت نامطلوب باشد، حتی بهترین سهام صنعت نیز نمی تواند عملکرد و بازده خوبی داشته باشد. بطور کلی سهام ضعیف در یک صنعت قوی بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است.

تجزیه و تحلیل شرکت

در تحلیل فاندامنتال پس از تعیین وضعیت اقتصاد و صنعت که تأثیر بسزایی در فعالیت های شرکت داشت، لازم است خود شرکت نیز با دقت آنالیز شود تا ثبات مالی آن تأمین شود. تجزیه و تحلیل یک شرکت معمولاً با بررسی صورتهای مالی شرکت انجام می شود که از این گزارش ها می توان نسبت های مفید مالی را محاسبه کرد.

تحلیل بنیادی یک رویکرد یکپارچه است که نیاز به دانش عمیق در مورد حسابداری ، مالی و اقتصادی دارد. به عنوان مثال ، تحلیل بنیادی مستلزم توانایی خواندن صورت های مالی ، درک عوامل اقتصادی کلان و دانستن تکنیک های ارزیابی است. پیش از هر چیز و مهمترین ، پیش بینی رشد آینده بر اساس داده های عمومی موجود مانند درآمد گذشته و حاشیه سود شرکت می باشد.

این مطلب ادامه دارد …

 

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *